
خدا را وادار نکنيد که چيزي به شما بدهد .تنها ذهنتان را به روي دريافت آن توانگري بگشاييد
که خـدا از ازل به شمـا وعده داده است . ميـزان آرامش تندرستي و رفـاه مالي زندگيتان ميزان
توانـگري شما را نشان مي دهد.اين معناي راستين توانگري است.اوضاع و شرايط و مشکلاتي را
که قـادر به حـل آنها نبوده ايد رها کنيد . ايـن رهـايي معمولا مـوجب ايجـاد راه حلهـاي
نهـايي وفوري آنها مي شود.

بارون رو دوست دارم چون یه آرامش خوبی داره
راه رفتن زیر بارون خیلی حال می ده مگه نه ... ؟
عشق يعني سالهاي عمرسخت
عشق يعني زهر شيرين بخت تلخ
عشق يعني خواستن له له زدن
عشق يعني سوختن پر پر زدن
عشق يعني جام لبريز از شراب
عشق يعني تشنگي يعني سراب
عشق يعني لايق مريم شدن
عشق يعني با خدا همدم شدن
عشق يعني لحظه هاي بي قرار
عشق يعني صبر يعني انتظار
عشق يعني از سپيده تا سحر
عشق يعني پا نهادن در خطر
عشق يعني لحظه ي ديدار يار
عشق يعني دست در دست نگار
عشق يعني ارزو يعني اميد
عشق يعني روشني يعني سپيد
عشق يعني غوطه خوردن وبين مج
عشق يعني رد شدن از مرز
بگي :عشق ...
چقدر سخته وقتي كه كادو تولدت كه هميشه كلي واست عزيزه بي وفايي باشه ...
چقدر سخته وقتي كسي كه دلت رو اسير كرده جواب نگاه عاشقانه تو رو نده ...
چقدر سخته وقتي عاشق كسي باشي كه از عشق چيزي نمي دونه ...
ولي سخت تر از همه اينه كه تو جاده هاي عاشقي به تابلوي عبور ممنوع بخوري
به همون تابلويي كه هزاران قلب عاشق رو پشت خودش نگه داشته ...
بگي :عشق ...
چقدر سخته وقتي كه كادو تولدت كه هميشه كلي واست عزيزه بي وفايي باشه ...
چقدر سخته وقتي كسي كه دلت رو اسير كرده جواب نگاه عاشقانه تو رو نده ...
چقدر سخته وقتي عاشق كسي باشي كه از عشق چيزي نمي دونه ...
ولي سخت تر از همه اينه كه تو جاده هاي عاشقي به تابلوي عبور ممنوع بخوري
به همون تابلويي كه هزاران قلب عاشق رو پشت خودش نگه داشته ...
من فقط می دانم
که تویی ، شاه بیت غزل زندگیم
من تمنا کردم که تو با من باشی
و تو گفتی هرگز ، هرگز
پاسخی سخت و درشت
و مرا غصه ی این هرگز کشت![]()

دارم امید که روزی بر جانان بروم
گریه را ترک کنم شاد و غزل خوان بروم
بود این خواسته پایان ارزوهایم
ترک غربت کنم و باز به ایران بروم
از سر شوق چنان منتظر ان روزم
که به لب خنده و با دیده ی گریان بروم.
آه سردم پر دردم
خدایا معجزه ایی کن من هم به ایران خودم برگردم.
اللهی معجزه ایی کن من هم به ایران خودم برگردم.
یوسف گمشده در چاه غریب ساغر
باره لاها مددی کن تا به کنعان بروم
شمع عمرم پیش از انی که به پایان برسد.
همچون پروانه به دیدار عزیزان بروم.
بود این خواسته پایان ارزوهایم
ترک غربت کنم و باز به ایران بروم
از سر شوق چنان منتظر ان روزم
که به لب خنده و با دیده ی گریان بروم.
برگ زردم پر دردم.
خدایا معجزه ایی کن من هم به ایران خودم برگردم.
الهی معجزه ایی کن من هم به ایران خودم برگردم.













