من فقط می دانم
که تویی ، شاه بیت غزل زندگیم
من تمنا کردم که تو با من باشی
و تو گفتی هرگز ، هرگز
پاسخی سخت و درشت
و مرا غصه ی این هرگز کشت![]()
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 12:11 توسط تنها غریب بی کس |
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 16:46 توسط تنها غریب بی کس |
گل تهنایی من بدون تو پژمرده میشه پس سعی کن هیچ وقت منو تنها نذاری

+ نوشته شده در جمعه یکم دی 1385ساعت 11:32 توسط تنها غریب بی کس |













