اگر تنهاترین تنهایان شوم، باز هم خدا هست، او جبران همهء نداشته هایم است.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بر تن کهنهء دیوار
و در آن کوچه که هر شام گذر می کردیم
من نوشتم فانوس
تو نوشتی ظلمت
تا به یک شعلهء کبریت به هم خو کردیم
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 17:28 توسط تنها غریب بی کس |

