تبليغاتX
ولی ....

غروب عشقم را کنار ساحل غم نظاره کردم و جانم آتش گرفت اما.....

من تنهايم تنهاي تنا در اين روزگار غم و دوري و من تنها مي مانم

غروب عشقم را کنار ساحل غم نظاره کردم و جانم آتش گرفت اما.....

اگرقرار باشه ظرف 24 ساعت دنيا به پايان برسه تموم خط هاي تلفن و تالارهاي گفتگو و ايميل ها اشغال ميشه . پر ميشه از کلمه هاي (( از اينکه رنجوندمت پشيمونم من رو ببخش يا تو را عاشقانه مي پرستم يا مراقب خودت باش )) اما بين اين همه پيام يکي از همه تکونده تره (( هميشه عاشقت بودم ولي هيچوقت بهت نگفتم )) پس عشق و محبت را تقديم آنکه دوستش داريم کنيم شايد فردايي دگر هرگز نباشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 21:47  توسط تنها غریب بی کس | 
JavaScript Codes