تبليغاتX
ولی ....
اجازه هست عشق تو را تو کوچه ها داد بزنم ؟ رو پشت بوم خونه ها اسمتو فرياد بزنم ؟ اجازه هست مردم شهر، قصه ما را بدونن ؟ اسم منو ، عشق تو رو ، توي کتابا بخونن ؟ اجازه هست که قلبمو برات چراغوني کنم ؟ پيش نگاه عاشقت ، چشمامو قربوني کنم ؟ اجازه مي دي تا ابد سر بزارم رو شونه هات ؟ روزي هزارو صد دفعه ، بگم که ميميرم برات ؟ اجازه ميدي که بگم حرف ترانه هام تويي ؟ دليل زنده بودنم ، حرف بهانه هام تويي ؟ اجازه دارم که به همه بگم تو مال مني ؟ ستارتم اينو ميگه ، که تو ، تو اقبال
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 22:4  توسط تنها غریب بی کس | 
JavaScript Codes