دارم امید که روزی بر جانان بروم
گریه را ترک کنم شاد و غزل خوان بروم
بود این خواسته پایان ارزوهایم
ترک غربت کنم و باز به ایران بروم
از سر شوق چنان منتظر ان روزم
که به لب خنده و با دیده ی گریان بروم.
آه سردم پر دردم
خدایا معجزه ایی کن من هم به ایران خودم برگردم.
اللهی معجزه ایی کن من هم به ایران خودم برگردم.
یوسف گمشده در چاه غریب ساغر
باره لاها مددی کن تا به کنعان بروم
شمع عمرم پیش از انی که به پایان برسد.
همچون پروانه به دیدار عزیزان بروم.
بود این خواسته پایان ارزوهایم
ترک غربت کنم و باز به ایران بروم
از سر شوق چنان منتظر ان روزم
که به لب خنده و با دیده ی گریان بروم.
برگ زردم پر دردم.
خدایا معجزه ایی کن من هم به ایران خودم برگردم.
الهی معجزه ایی کن من هم به ایران خودم برگردم.
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 20:57 توسط تنها غریب بی کس |

