
پرسيد بخاطر كي زنده هستي؟
با اينكه دلم ميخواست با تمام وجودم داد بزنم (بخاطر تو)
بهش گفتم :بخاطر هيچ كس
پرسيد :پس بخاطر چي زنده هستي ؟
با اينكه دلم ميخواست فرياد بزنم (بخاطر تو )
با يك بغض غمگين گفتم:بخاطر هيچ چيز
ازش پرسيدم :تو بخاطر چه زنده هستي ؟
در حاليكه اشك در چشمانش جمع شده بود گفت:
بخاطره كسي كه هيچ زنده است.![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 15:24 توسط تنها غریب بی کس |

